بديع الزمان فروزانفر
419
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
است از قيد هوى آزاد گردد و سخن اوليا را بميل و مراد خود تاويل نكند بىهيچ شك روى در فزايش و ترقى مىنهد و در نتيجهى دقت و تامل روز بروز بر بينش او چيزى مىفزايد تا بدرجهى كمال مىرسد و همان مگس خردك نگرش سست بال ، هماى بلند پرواز همايون فال مىگردد و در فضاى بىنهايت كمال بال و پر مىگشايد و از آن جا كه نزد صوفيان صورت و شكل ظاهر ، اعتبار ندارد و جنسيت اشيا تابع فعليات بلكه فعليت اخير آنهاست و نام و عنوان آنها بمناسبت اوصاف معنوى و فعليت روحى آنها معين مىشود ، مولانا مىگويد آن مگس كه چنين بيدارى و بينشى دارد به صورت ، مگس و بحقيقت چيز ديگر است چنان كه سگ اصحاب كهف به صورت از جنس سگان و بمعنى از جنس مردم بود و بسا كسان كه صورت انسان دارند و بحقيقت ديوان و ددگانند چنان كه مطابق روايات اسلامى حشر آنها به صورت بهائم و سباع خواهد بود . نيز جع : ذيل بيت 1081 و نيز ب 316 و ب 1019 . [ توليدن شير از دير آمدن خرگوش ] پوست چه بود گفتهاى رنگ رنگ * چون زره بر آب كش نبود درنگ شعرا موج آب را به زره تشبيه مىكنند مانند : و گر فرو شود آهن به آب و طبع اينست * چرا بر آيد جوشن همى بر وى غدير ديوان عنصرى ، نسخهى خطى در شده آب كبود در زره داودى * آمده در نعت باغ عنصرى و عسجدى ديوان منوچهرى ، ص 145 انتقاد است از سخنان تملق آميز بىحقيقت و يا نظم و نثر مصنوع كه غالبا از معنى مفيد و يا بطور كلى از معنى قابل توجه خالى است و تنها بصنايع